واژه جو

عادت دادن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کارآموزی، آموزش ترویج، انتشار، بسط، اشاعه، پراکندن، تداول، رواج، کاربرد، عمومیت، شیوع آشنا کردن، مأنوس کردن، آموخته کردن کسی (چیزی) به‌دیگری (چیز دیگر)، پخش کردن، منتشر کردن، رواج دادن، معمول کردن ممارست، تمرین، تجربه

معنی عادت دادن | واژه جو