عاجز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(جِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- ناتوان، ضعیف.<BR>۲- فلج. ج. عجزه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، بیحال، خسته، درمانده، راجل، زبون، زمینگیر، ضعیف، فرومانده، کمزور، مانده، ناتوان، هاژبیکفایت، نالایقاعمی، علیل، کور، نابینا ≠ قادرواژه قبلی: عاجواژه بعدی: عاجل