واژه جو

عاجزنوازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عاجزنوازی . [ ج ِ ن َ ] (حامص مرکب ) عمل عاجزنواز : زمانه چو عاجزنوازی کند به تند اژدها مور بازی کند. نظامی . و رجوع به عاجز و عاجزنواز شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی عاجزنوازی | واژه جو