واژه جو

عاثور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عاثور. (ع اِ) جای هلاک . گویند: وقع فی عاثور شر و عافور شر. (منتهی الارب ). المهلکة من الارضین . (اقرب الموارد). ◄ بدی . (منتهی الارب ). شر. (اقرب الموارد). ◄ گوی که جهت شکار شیر و جز آن کنند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ گو و مانند آن که آماده شود تا کسی در آن افتد. و آن فاعول است از عثار. (اقرب الموارد). ◄ آنچه بدان لغزند. (اقرب الموارد). ◄ چاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی عاثور | واژه جو