واژه جو

ظهیر فاریابی | غزلیات | شماره ۱۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی پر کن قدح ز باده گلرنگ راوکی آبی که گر برابر آتش بداریش واجب شود عبادت او نزد مزدکی برای شعر بنده چو بلبل که پر شود سمع خدایگان ز نوای چکاوکی

معنی ظهیر فاریابی | غزلیات | شماره ۱۰ | واژه جو