ظبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ظبی . [ ظُب ْ با ] (اِخ ) ناحیه ای است از سواد عراق نزدیک مداین .
ظبی . [ ظَب ْی ْ ] (ع اِ) آهو. غزال . ابووَثاب . ج، ظِباء، ظَبیات، ظب، ظُبی . و رجوع به صبح الاعشی ج ٢ ص ٤٥ شود. ◄ اسب فربه . ◄ نشان و داغی بعضی عرب را. ◄ (اِخ ) نام مردی است . ◄ نام وادیی است متعلق به بنی تغلب در ساحل فرات . ◄ نام موضعی است . ◄ نام ریگزاری است و برخی گفته اند نام شهری است نزدیک ذی قار و قول امروءالقیس را بدان تفسیر کنند : و تعطوا برخص غیر شَثْن کأنّه اساریع ظبی أو مساویک اسحل . ◄ قرن ظبی ؛ کوهی است در دیار بنی اسد بین سعدیه و مُعاذة. ◄ نام آبی است از غطفان و بنی جحاش بن سعدبن ذبیان . ◄ عین ظبی ؛ موضعی است بین کوفه و شام . (معجم البلدان ).
ظبی . [ ظُ ب َی ی ] (اِخ ) آبی است در خاک حجاز که دور از جاده ٔ حاج ّعراق واقع و میان آن تا النقرة یک روز فاصله است .