ظاهربین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که فقط به ظواهر امر توجه دارد، آن که قادر به دقت در عمق مسایل نیست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که فقط به ظواهر امر توجه دارد، آن که قادر به دقت در عمق مسایل نیست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ظاهربین . [ هَِ ] (نف مرکب ) آنکه فقط صورت ظاهر را بیند و از باطن بیخبر ماند. ظاهری . قشری . خُشک .
واژگان فارسی سره واژهدان
بیمایه، برونگرا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی