واژه جو

ظاهر کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آشکار ساختن (کردن)، برملا کردن، آفتابی کردن، فاش کردن، افشا کردن، برهنه کردن، کشف کردن اظهار چیزی کردن، برزبان آوردن

معنی ظاهر کردن | واژه جو