ظاهر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صادر شدن، بیرون آمدن، روی آب آمدن دیده شدن، ظاهر شدن آشکار شدن، سر برآوردن
اتفاق افتادن، آفتابی شدن، آشکار شدن، طلوع کردن، برآمدن، ظهور کردن، برخاستن تظاهر کردن، وانمود کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پدیدار شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صادر شدن، بیرون آمدن، روی آب آمدن دیده شدن، ظاهر شدن آشکار شدن، سر برآوردن
اتفاق افتادن، آفتابی شدن، آشکار شدن، طلوع کردن، برآمدن، ظهور کردن، برخاستن تظاهر کردن، وانمود کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پدیدار شدن