واژه جو

طلا

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(طَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- زر؛ فلزیست زرد رنگ گران بها و کمیاب که بسیار شکل پذیر، چکش خوار و قابل تورق و مفتول شدن می‌باشد. در مجاورت آب و هوا نیز زنگ نمی‌زند. ۲- مجازاً گران بها، نایاب.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی طلا | واژه جو