واژه جو

طلایه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(طُ یِ یا یَ) (اِ.) آن چه که بدان طلا کنند، دارویی که بر اندام مالند.

(طَ یِ یا یَ) [ ع. ] (اِ.) تحریف شده طلیعه عربی، مقدمه لشکر، پیشروان لشکر که برای شناسایی اوضاع و احوال دشمن فرستاده می‌شوند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی طلایه | واژه جو