واژه جو

طراز کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(طِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- هموار کردن، هم سطح کردن.<BR>۲- نقش و نگار زدن بر جامه.<br>

معنی طراز کردن | واژه جو