واژه جو

طبیعت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طبیعت کردن . [ طَ ع َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چون طفل رضیع خنده کند یا حرف زند، گویند طبیعت کرده است، یعنی طبیعت و استعدادی به هم رساند. و این محاوره است و سند این در نثر نعمت خان عالی دیده شده، در هند مستعمل است . (آنندراج ).

معنی طبیعت کردن | واژه جو