واژه جو

طبع

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

چاپ، نشر خو، سرشت، شیمه، منش، نهاد ذوق، قریحه، شاعری تمایل، گرایش، رغبت، میل قریحه، استعداد طبیعت، مزاج ذائقه رغبت، میل هریک از چهار عنصر اصلی هریک از چهارخلط اصلی، اخلاط چهارگانه سلیقه، پسند

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی طبع | واژه جو