واژه جو

طاویران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

طاویران . (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان در ٣٦هزارگزی جنوب روئین تن . دشت، دامنه سردسیر با ٣١٠ تن سکنه . اغلب ساداتند. آب آن از چشمه و قنات . محصول آنجا غلات و حبوبات و صیفی و تریاک و توتون و لبنیات . شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . و تابستان از طریق تالاندشت اتومبیل رفت و آمد میکند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).

معنی طاویران | واژه جو