ضجیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضجیج . [ ض َ ] (ع مص ) نالیدن و فریاد کردن از بیم، یا عام است . فاذا فزعوا من شی ٔ و غُلِبوا قیل ضجوا ضجیجاً. (منتهی الارب ). بانگ کردن . (تاج المصادر). ضج ّ. ضجة. بانگ . بانگ شتر. (دهار). ◄ (اِ) مشقت . ◄ بیم . (منتهی الارب ).