ضبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضبی . [ ض َب ْ بی ] (اِخ ) عم مسعودبن خطاب . و او به امر حجاج بن یوسف و به دستیاری قتیبةبن مسلم پس از عزل وکیعبن حسان بجای وی در عداد شرطگان قتیبة درآمد. (عقد الفرید ج ١ ص ٤٢).
ضبی . [ ض َب ْبی ] (اِخ ) احمدبن ابراهیم . رجوع به احمد... شود.
ضبی . [ ض َب ْ بی ] (اِخ ) ابن ذری معروف به حَلحال . تابعی است .