ضبیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضبیز. [ ض َ ] (ع ص ) گرگ سخت حیله . ◄ گرگ افروخته چشم . (منتهی الارب ).
ضبیز. [ ض َ ] (اِخ ) ابن مضر. از قبیله ٔ غوث است و ایشان بمادر خویش بجیلة دختر صعب بن سعد العشیرة منسوبند. (عقد الفرید ج ٣ ص ٣٣٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضبیز. [ ض َ ] (ع ص ) گرگ سخت حیله . ◄ گرگ افروخته چشم . (منتهی الارب ).
ضبیز. [ ض َ ] (اِخ ) ابن مضر. از قبیله ٔ غوث است و ایشان بمادر خویش بجیلة دختر صعب بن سعد العشیرة منسوبند. (عقد الفرید ج ٣ ص ٣٣٨).