ضبح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضبح . [ ض َ ] (اِخ ) آنجای از عرفات که مردمان اوائل از آن جا افاضت کنند. (منتهی الارب ). یاقوت گوید: ضبح، الموضع الذی یُدفع منه اوائل الناس من عَرفات . و ابوالکمال سیداحمد عاصم در ترجمه ٔ قاموس گوید: ضبح، مدح وزننده عرفاتده بر موضعدر که اهل وقوفک اوائلی اورادن بوشانوب گیدرلَر؛ و معنی آنکه ضبح بر وزن مدح موضعی است بعرفات که دسته ٔ اول واقفین عَرفات نخست آنان آنجا را تخلیه کرده و می روند.
ضبح . [ ض ِ / ض َ ] (ع اِ) خاکستر. (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء).
ضبح . [ ض َ ] (ع اِ) رفتاری است اسب را و آن فوق تقریب است . ◄ آواز دَم اسب که از جوف آن برآید وقت دویدن . (منتهی الارب ). بانگ نفس اسب چون بدود. (مهذب الاسماء).