واژه جو

ضاغن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ضاغن . [ غ ِ ] (ع ص ) (فرس ...) اسب کاهل . اسبی که تا نزنی نیکو نرود. (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ).

معنی ضاغن | واژه جو