ضاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.)<BR>۱- سگ شکاری.<BR>۲- خون روان.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) ۱- سگ شکاری. ۲- خون روان.
[ ع. ] (اِفا.) ضرررساننده، زیاندار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضاری . (ع ص ) در پی صید دونده (سگ ومانند آن ). سگ بچه ٔ دوان . (منتهی الارب ). سگ شکاری . (مهذب الاسماء) : هنگام کار در غلبه و اقتحام سباع ضاری اندر شکار. (جهانگشای جوینی ). ج، ضواری : کلب ٌ ضار؛ سگ حریص بشکار و سگ در پی صید رونده . ◄ خون روان . (منتهی الارب ). ◄ سقاءٌ ضار باللبن ؛ خیک نیکوکننده ٔ شیر. ◄ عرق ٌ ضار؛ رگ که خون آن منقطع نشود. (منتهی الارب ).
واژگان فارسی سره واژهدان
زیانکار