واژه جو

صنابح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صنابح . [ ص ُ ب ِ ] (اِخ ) پدر قبیله ای است از مراد. (منتهی الارب ).

معنی صنابح | واژه جو