واژه جو

صلاح لو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صلاح لو. [ ص َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه برزند بخش گرمی شهرستان اردبیل در ٢٥هزارگزی شمال باختری گرمی و ١٥هزارگزی شوسه ٔ اردبیل به گرمی . جلگه . گرمسیر. سکنه ٥١ تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات، حبوبات . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).

معنی صلاح لو | واژه جو