واژه جو

صلاح دید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صلاح دید. [ ص َ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) تجویز. مصلحت دیدن . صلاح جستن . صوابدید. رجوع به صلاح و صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی صلاح دید | واژه جو