واژه جو

صقیلة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صقیلة. [ ص َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث صقیل .رجوع به صقیل شود : منطبع شود در رطوبت جلیدی از اشباح و اجسام ملون بمیانجی جسمی شفاف که ایستاده بود از او تا سطوح اجسام صقیله . (چهارمقاله ).

معنی صقیلة | واژه جو