صقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- زدن کسی را، پا بر کسی زدن.<BR>۲- بر خاک انداختن کسی را.<BR>۳- رسیدن آتش آسمانی به کسی، بیهوش کردن صاعقه کسی را.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- زدن کسی را، پا بر کسی زدن.<BR>۲- بر خاک انداختن کسی را.<BR>۳- رسیدن آتش آسمانی به کسی، بیهوش کردن صاعقه کسی را.<br>