واژه جو

صعلوکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صعلوکی . [ ص ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوسهل محمدبن سلیمان بن هارون ... شود.

صعلوکی . [ ص ُ ] (اِخ ) سهل بن سلیمان صعلوکی . رجوع به ابوالطیب سهل سلیمان ... شود.

معنی صعلوکی | واژه جو