واژه جو

صعق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ص یا صَ عَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- بیهوش گردیدن.<BR>۲- فنا شدن در حق است هنگام تجلی ذات حق.<br>

معنی صعق | واژه جو