واژه جو

صعف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صعف . [ ص َ ] (ع اِ) مرغی است کوچک . ◄ نوعی از شراب اهل یمن که از شهد گیرند یا انگور را شکسته در ظرفی اندازند تا جوش زند و کفک اندازد. ◄ (مص ) لرزه گرفتن . (منتهی الارب ).

معنی صعف | واژه جو