واژه جو

صعفر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صعفر. [ ص ُ ف َ ] (ع اِ) بیض السمک . (بحر الجواهر). تخم ماهی اُشبل . ظاهراً صعقر است . رجوع به صعقر شود.

معنی صعفر | واژه جو