واژه جو

صریمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صریمی . [ ص َ ] (اِخ ) بحیربن ورقا، وی از تمیم و از اشراف دلیر عصر اموی است . او باامیةبن عبداﷲ امیر خراسان بود. سپس در یکی از جنگهابه مهلب پیوست . به سال ٨١ هَ . ق . صعصعةبن حرب عوفی او را غیلةً به خراسان بکشت . (الاعلام زرکلی ص ١٣٩).

معنی صریمی | واژه جو