صرفه جو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) [ ع. ] (ص فا.) آن که در خرج کردن اندازه نگه دارد، مقتصد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطقانع، مقتصد ≠ ولخرجواژه قبلی: صرفه بردنواژه بعدی: صرفه جویی