واژه جو

صدوح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صدوح . [ ص َ ] (ع مص ) بانگ کردن خروس . (مصادر زوزنی ). ◄ (ص ) سخت بانگ و فریاد. (منتهی الارب ). الصیاح الشدید الصوت . (قطر المحیط).

معنی صدوح | واژه جو