صحیح و اعم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صحیح و اعم . [ ص َ ح ُ اَ ع َم م ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) (اصطلاح اصول فقه ) حاصل آن اینکه در صورت ثبوت حقیقت شرعیه آیا الفاظی که شارع اسلام برابر ماهیات مجعوله و مخترعة اعم از عبادات مانند صلوة، حج، صوم، زکوة و یا معاملات وضع کرده است، خاص ماهیتی است که صحیح باشد یعنی اثر مطلوب از آن، بر وی مترتب شود و یا این اسامی خاص ماهیت صحیح و کامل نیست و بر ماهیت های فاسد یعنی فاقد اجزا و شرایط لازمه نیز گفته میشود، و بعبارت دیگر این الفاظ، ماهیت ها را اعم از صحیح و فاسد شامل میشود. طرفداران شق نخست را صحیحی و قائلین به شق دوم را اعمی نامند و هر دو طرف برای اثبات گفته ٔ خود و یا نقض قول خصم ادله ای اقامه کرده اند که تفصیل آن در کفایة الاصول چ ١٣٤١ صص ٢٠ - ٢٩ و مقالات الاصول تألیف شیخ ضیاءالدین عراقی و تقریرات سیدابوالقاسم خوئی ج ١ درج است .