واژه جو

صالح خان افشار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صالح خان افشار. [ ل ِ ن ِ اَ ] (اِخ ) (محمد...) وی از سران قزلباش واز جمله ٔ کسانی است که برای قتل نادر هم سوگند شدند و محمدصالح خان شب شنبه یازدهم جمادی الثانی خود را بسراپرده ٔ نادر رسانیده با کمک محمدبیک قاجار نادر را از پای درآورد. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه شود.

معنی صالح خان افشار | واژه جو