واژه جو

صارد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صارد. [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صرد. ◄ سهم صارد؛ تیر درگذرنده . (منتهی الارب ). تیر که بر نشانه بگذرد. (مهذب الاسماء). ◄ (اِخ ) نام شمشیر عاصم بن ثابت بن ابی افلح است . ◄ بنوالصارد؛ قومی است از عرب . (منتهی الارب ).

معنی صارد | واژه جو