واژه جو

صاحب سماع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صاحب سماع . [ ح ِ س َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) سماع دارنده . سماع کننده : حمل بی صبری مکن بر گریه ٔ صاحب سماع اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد. سعدی . رجوع به سماع شود.

معنی صاحب سماع | واژه جو