صاحب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- معاشر.<BR>۲- هم - صحبت، همراه.<BR>۳- مالک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- معاشر. ۲- هم - صحبت، همراه. ۳- مالک.
مرده (~. مُ دِ) (ص مر.) ۱- بدون صاحب، آن که یا آن چه صاحبش مرده باشد. ۲- بدون صاحب نوعی نفرین به معنی کاش دارنده اش میمرد.
شریعت (~. شَ عَ) [ ع. ] (ص مر.) ۱- آن که شریعتی آورده، پیغمبر. ۲- پیغمبر اسلام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب . [ ح ِ ](اِخ ) فتح الدین عبداﷲ. رجوع به عبداﷲبن محمد شود.
صاحب . [ ح ِ ] (اِخ ) ابن حاتم فرغانی . وی در سفری که به حج رفت به بغداد شد و در آنجا حدیث گفت . علی بن عمر کسکری از وی حدیث کند. (تاریخ بغداد ج ٩ ص ٣٤٤).
صاحب . [ ح ِ ] (اِخ ) ابن محمد بخاری (الامام ...). در تتمه ٔ صوان الحکمه آمده است : وی در علوم اسلامی ماهر و بر دقایق حکمت واقف بود و حافظه ای قوی داشت، لیکن دعوی وی بر معنی او غلبه میکرد واو را تصانیفی مفید است . و درباره ٔ او من گفته ام : لقد صحب العلم الرصین و اهله لذلک سمیناه فی الناس صاحبا. آنگاه دو رساله ٔ خود را که به صاحب نوشته است، نقل می کند. در نزهةالارواح و ترجمه ٔ آن صاحب ابومحمد بخاری را ذکر کرده و گوید فیلسوفی ماهر و متبحر در علوم اوائل و اواخر است و در بسیاری قوه ٔ حافظه مشهور. رجوع به ابومحمد بخاری شود. و در کشف الظنون (ج ١ ص ١٢٦) ذیل عنوان الاغراض الطبیة و المباحث العلائیة آرد: مؤلف کتاب زین الدین اسماعیل بن حسین حسینی جرجانی متوفای ٥٣٥ هَ . ق . در کتاب خویش گوید که چون کتاب مختصری درطب تألیف و به نصرالدین آتسزبن خوارزمشاه اهدا کرده است، وزیر او مجدالدین ابومحمد صاحب بن محمد بخاری از وی خواست تا آن را بسط و شرح دهد. پس زین الدین کتاب الأغراض را که تلخیصی از ذخیره ٔ اوست بنام وی نوشت .
مترادف و متضاد واژهدان
معاشر، همراه، همسفر، همصحبت، همنشین آقا، ارباب، مخدوم، مولا خداوند، دارنده، ذیحق مالک، موجر خواجه، وزیر (متضاد: خادم، نوکر)
فرهنگ طیفی واژهدان
ملاک، زمیندار، ارباب، سلطان، فاتح، لرد، خان، فئودال، دهقان اولیا، اصحاب، صاحبان، دارندگان شخص ثروتمند
واژگان فارسی سره واژهدان
خداوند، کدیور، دارنده
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه