واژه جو

صابون زدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(زَ دَ) [ یو - فا. ] (مص م.) شستن چیزی با صابون. ؛ ~ به دل (عا.) امید چیزی را در سر پروراندن.

معنی صابون زدن | واژه جو