واژه جو

صابر شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صابر شدن . [ ب ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شکیبائی کردن : اگر عاقل شوی نامت برآید وگر صابر شوی کامت برآید. نظامی . که صابر شو در این غم روزکی چند نماند هیچکس جاوید دربند. نظامی .

معنی صابر شدن | واژه جو