واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۴۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

قامت او چون شود در بوستان همدوش سرو حلقه‌ها از طوق قمری می‌کشد در گوش سرو

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۴۹۱ | واژه جو