واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۱۳۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا چمن را قد و رخسار تو آراسته است سرو دودی است که از خرمن گل خاسته است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۱۳۴ | واژه جو