واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۹۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر کجا قامت دلدار به دعوی برخاست سرو چون زنگ ز آیینه قمری برخاست عشق ازان برق که در خرمن مجنون انداخت دود اول ز سیه خانه لیلی برخاست

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۹۴ | واژه جو