واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

محبت چون کند زورآزمایی شکست آرد به قلب مومیایی به رنگ و بو منازای گل که دارد خزان در آستین دست حنایی

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۸۴ | واژه جو