واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نمی‌آیی، نمی‌خوانی، نمی‌جویی خبر از من خدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟ بگو تا گریه را دامان کوشش بر کمر بندم اگر بر دل غباری داری‌ای روشن گهر از من

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۵۴ | واژه جو