واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به تنهایی گل از وصل گلستان می‌توان چیدن که بی‌شرمی است گل در پیش چشم باغبان چیدن ادب حسن حجاب آلود را بی‌پرده می‌سازد به دست کوته اینجا بیشتر گل می‌توان چیدن

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۵۲ | واژه جو