واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل چو آرایش مژگان‌تر خویش کند داغ را آینه دار جگر خویش کند می‌برد بخت به ظلمت کده هند مرا تا چه خاک (سیه) آنجا به سر خویش کند

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۴ | واژه جو