واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل رمیده به این خاکدان نمی‌سازد به هیچ وجه شرر با دخان نمی‌سازد به خارخار قفس بلبلی که خوی گرفت دگر به خار و خس آشیان نمی‌سازد فغان من که دل سنگ را به درد آرد غنیمت است ترا مهربان نمی‌سازد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۵۴ | واژه جو