صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۸۰۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از بدگهری میشکند گوهر رز را در دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را حاشا که گذارد کرم ساقی کوثر در گلشن فردوس ملامتگر رز را یک دانه انگور به زاهد مچشانید حیف است فکندن به وبال اختر رز را ای شیشه میچند دهن بسته نشینی؟ با جام بکن عقد روان دختر رز را صائب اگر از نشأه میچشم دهی آب از آب گهر سبز نمایی سر رز را