صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۶۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عالم ختن شد از قلم مشکسود ما جای ترحم است به زخم حسود ما برهان آدمیت ما، قدسیان بسند گو شعله زادهای ننماید سجود ما خورشید از کدام افق سربرآورد؟ آفاق پر شده است ز گفت و شنود ما خوردیم بس که سیلی اخوان روزگار نیلی شد آب چاه ز روی کبود ما صائب غنیمت است که در سنگلاخ دهر خندید بخت سبز به روی کبود ما